X
تبلیغات
بهترین بهترینهای دنیا

بهترین بهترینهای دنیا

تصاویر و اطلاعات درباره:بهترین فیلمها و بازیگران,بهترین کتابها,بهترین بازیها و ...

او از سایه ها بر می خیزد.

 نگاهی به کتاب دختر سایه اثر آر.ال.استاین

 

 دختر سایه

 

               

 

    شناسنامه کتاب:

 نام نوول: دختر سایه

 نام لاتین: Shadow Girl

 از سری: تالار وحشت / the Nightmare Room

 نویسنده: آر.ال.استاین

 چاپ اول: سال ۲۰۰۱

 داستانهای: امریکایی

 ترجمه در ایران: این اثر توسط آقای غلامحسین اعرابی ترجمه شده و انتشارات

 ویدا و پلیکان آن را به چاپ رسانده اند.

   داستان کتاب:

 دختری به نام سلنا مایلز مجبور است به مدت یک ماه خانه خود را ترک کند و به

 شهر الوود و به خانه خاله اش نقل مکان کند.او از این کار متنفر است زیرا مجبور

 است پس از سالها دوباره با دخترخاله اش جادا رو به رو شود...

 اما جادا تنها مشکلی نیست که در شهر الوود انتظار سلنا را میکشد.

 به زودی سلنا از نیروی نهفته خود مطلع میگردد و مجبور است با دشمنان

 بیشمار خود از جمله غارتگر سرخ به مبارزه برخیزد...

   نقد کتاب:

 دختر سایه نوول سرگرم کننده و دلنشینی است هرچند به خوبی شاهکارهای

 دیگر استاین در این مجموعه همانند فراموشم مکن.دروغگو دروغگو.اردوی

 تابستانی. مهمانی در مهتاب و مدرسه ترس نیست.

 به نظر دوستداران استاین تنها مشکل و یا شاید بزرگترین مشکل نوول دختر

 سایه این است که هیچ ارتباطی با حال و هوای دیگر داستانهای سری تالار

 وحشت ندارد.ولی این نکته چیزی از ارزشهای این اثر کم نمیکند.

 حتی حسن آن نیز محسوب میشود...

 به نظر من باید به استاین برای نوشتن چنین داستانی تبریک گفت.زیرا وی با

 نگارش دختر سایه ریسک بزرگی انجام داده و با بیرون آمدن از فضای دلهره آور

 آثارش شانس خود را در نوشتن یک سوژه ابرقهرمانی از نوع کامیک بوکهایی

 نظیر مردان ایکس. مرد عنکبوتی و بتمن نیز امتحان کرده است.

 و البته باید گفت که از این امتحان کاملا سربلند بیرون آمده.

 تمام دنیا به خلاقیت استاین ایمان دارند و میدانند او از کلیشه ای ترین سوژه ها

 نیز به نحو احسنت در داستانهایش استفاده میکند.او یک ماجرای تکراری را به

 قدری زیبا و دلنشین بیان کرده و تغییراتی هوشمندانه در آن به وجود می آورد

 که گویی برای اولین بار آن را شنیده اید...

 در دختر سایه نیز با چنین چیزی رو به رو میشویم.

 شخصی که از قدرتهای نهفته خود بی اطلاع است و نمیداند که در آینده ناجی

 دنیا خواهد بود اما پس از مدتی راز خود را کشف کرده و به کمک مردم

  میشتابد...

 این خلاصه تمامی سوژه های داستانهای ابرقهرمانانه دنیاست که شامل دختر

 سایه هم میشود ولی... کلیت و پایان داستان استاین با تمام داستانهای دیگر

 این سبک کاملا متفاوت است!

 

 همانگونه که گفته شد دختر سایه به خاطر سبکش جایی در میان شاهکارهای

 دلهره آور استاین ندارد اما مسلما جزو بهترین داستانهای ابرقهرمانانه دنیاست.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 20:4  توسط احسان  | 

من ... نه منم!

 

  ...

 

 در این پارک فرسوده قدم میزنم ...

 باران به سختی میبارد ...

 تنها مانده ام ...

 اشکها بر روی گونه هایم میغلتند ...

 هیچکس در این حوالی نیست ...

 خدا ...؟

 آیا خدا هم نیست ؟!

 چرا هست ...

 سنگینی نگاهش را حس میکنم !

 پس چرا به دادم نمیرسد ؟!

 چرا کمکم نمیکند ؟!

 آیا مرا فراموش کرده ؟!

 نه ... امکان ندارد .

 چرا دارد !

 این صدا متعلق به کیست ؟!

 نترس ... منم . آشنام !

 نمیبینمت ... !!!

 تحمل دیدنش را نداری ...

 چ ... چرا ؟!

 بگذریم ...

 نامت چیست ؟!

 مرا میشناسی ...

 خب اسمت را بگو تا تو را به یاد آورم !

 آخر نمیدانم مرا به چه اسمی میشناسی ...

 یادم آمد ! میشناسمش ...

 خیلی خوب هم میشناسمش ...

 چرا اجازه دادم اهریمن با من همکلام شود ؟

 چرا آنقدر از خدا دور شدم تا شیطان به من نزدیک شود ؟

 چرا ؟!!

 اصلا چرا قبل تر از این. اجازه دادم دیوهای انسان نما به من نزدیک

  شوند ؟!

 راستی چرا با آنها دوست شدم ؟!

 حالا به من خیانت کرده اند ... همه آنها ...

 به من دروغ گفته اند ... همه آنها ...

 به بازی ام گرفته اند ... همه آنها ...

 چرا اجازه دادم ؟!

  من فریب خوردم ... فریب افرادی را که خودم انتخاب کردم ...

  تقصیر خود من بود ...

  اما چرا فکر کردم همه مردم عالم مثل همان افراد هستند ...؟!

 چه کسی این باور را در من پرورش داد ؟

 بزرگترین دشمن من که بود ... ؟!

 ..... خ ..... و ..... د ..... م ..... خود من ....!

 ...

 به اطراف نگاه میکنم ...

 گیج شدم !!!

 اینجا کجاست ؟!!

 آیا آن پارک فرسوده را طی کرده و ...

 به این پارک زیبا و سرسبز رسیدم ؟!

 اینجا چقدر شلوغ است !!

 از سکوت هم خبری نیست ...!

 ابلیس هم رفته است ...

 

              

  تقدیم به آنکه بزرگترین دشمنش را بشناسد و ... برنده از این دنیا برود.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت 1:53  توسط احسان  | 

درسی که ماشا به جهانیان داد

خیلی وقتها ما ناخودآگاه مغرور میشویم!

مغرور از اینکه فقط مسلمانیم...!

و چون مسلمان زاده شدیم فکر میکنیم حتما هم مسلمان از این دنیا میرویم!

ولی شاید خیلی زود.شاید سالیان آخر عمر یا حتی لحظه آخر و موقع رفتن همه چیزمان را بفروشیم!

و یا چون دینمان اسلام است فکر میکنیم حتما از یاران ناجی عالم مهدی (ع) هستیم!

ولی آیا برای اینکه یار او باشیم تنها مسلمان بودن صرف کافیست؟!!!

نکند حکم عالم بی عمل و زنبور بی عسل را پیدا کرده باشیم و خود ندانیم ... یا بدانیم و خود را با دلایل مختلف فریب دهیم...!

آیا واقعا خدای خود را شناخته ایم؟! اصلا به دستورات کتاب آسمانی اش.پیامبر و امامانش عمل میکنیم؟!

یا فقط تظاهر میکنیم به مسلمان بودن و دیندار بودن و ... خوب بودن؟!

نکند حسینی نباشیم ولی فقط فکر کنیم حسینی هستیم...

نکند موقع عمل به جای اینکه مثل حر عمل کنیم عمربن سعد شویم!

آیا برای اینکه یار مهدی شویم به این دنیا و زرق و برقش پشت پا زده ایم؟!

اگر پاسخمان به سوالات بالا خیر است بیاییم درسی بگیریم از دختری به نام ماشا که در اوج موفقیت در یک لحظه خدا را شناخت و به جهان با تمام زیبائی های فریبنده اش پشت کرد.

ماشا الیلیکینا مدل.هنرپیشه و خواننده بسیار موفق روسی چندی پیش به دین مبین اسلام روی آورد و صحنه نمایش و موسیقی را برای همیشه ترک گفت...

او میگوید:پس از مسلمان شدن احساس خوشبختی میکنم.زیرا اینک من این فرصت را دارم که مقایسه کنم قبلا چه بوده و حالا چه هستم.


بیوگرافی ماشا:

ماشا با نام اصلی ماریا والادیمیرونا ایلیکینا (نام خانوادگی او آلالیکینا نیز تلفظ میشود) در بیست و هفتم آوریل سال ۱۹۸۳ در مسکو به دنیا آمد.در سال ۲۰۰۱ در حالیکه هجده سال بیشتر نداشت در مسابقه Krasa.ru ((زیباترینهای روسیه)) مقام اول را کسب کرد و جایزه آن را به خانه برد.سال بعد در رشته گیتار از مدرسه موسیقی فارغ التحصیل شد و  به گروه موسیقی ((فابریک)) پیوست.او با این گروه اثری به نام ((درباره عشق)) را به بازار عرضه کرد.(وی در سال ۲۰۰۳ به دلیل ادامه تحصیل و رفتن به دانشگاه ایالتی ادبیات موسکو از گروه فابریک جدا شد) شهرت ماشا به حدی رسید که تصویر او بر روی جلد بسیاری از مجلات روسیه و حتی جهان نقش بست.صحنه در قرق او بود تا اینکه در سال ۲۰۰۷ اتفاقی افتاد که به قول خود ماشا زیبایی های صحنه برایش بی ارزش شد...

با هم مصاحبه سایت روسی Islam.ru را که با ایشان انجام شده است میخوانیم:

• چطور شد که تمام موفقیت‌ها و درخشش‌های خود روی صحنه را زیر پا گذاشتی و به اسلام گرویدی؟
ماشا: من به لطف خداوند به سوی او گام برداشتم. این اراده خدا بود.

• در زمانی که یک خواننده بودی آیا فکر می‌کردی که روزی اسلام بیاوری، روزه بگیری و به حج بروی؟
ماشا: نه؛ حتی به ذهنم خطور هم نمی‌کرد که روزی به حج بروم و از بهترین و گواراترین آب یعنی آب زمزم بنوشم.

• آیا راهی که برای مسلمان‌شدن طی کردی، مسیری طولانی بود؟
ماشا: من دو سال است که مسلمان شده‌ام. یک روز مطلع شدم که یکی از نزدیکترین دوستانم بر اثر یک حادثه در شهری دیگر به حالت کما رفته است. من نمی‌دانستم که چطور می‌توانم به او کمک کنم. آن روز برای اولین بار نماز خواندم و دست به دعا برداشتم و از خدای بزرگ کمک خواستم.
روز بعد همان دوستم با من تماس گرفت و گفت: «در آن حالات بیهوشی من تو را می‌دیدم و تو خیلی زیاد به من کمک کردی!»، من در آن لحظه بسیار گریستم؛ زیرا برای اولین بار در زندگی‌ام بود که چیزی از خدا می‌خواستم.

• در حال حاضر به چه کاری مشغولی؟
ماشا: من پنج زبان اروپایی بلد هستم و در حال حاضر در مدرسه و دانشگاه تدریس می‌کنم. ضمناً برخی از نت‌های مجاز شرعی را نیز می‌نویسم.

• آیا موسیقی هم گوش می‌دهی؟
ماشا: بله؛ آثار «گروه ریحان»، «گروه سامی یوسف» و «گروه کت استیونس» ( که پس از مسلمان شدن نام خود را «یوسف اسلام» گذاشت) گوش می‌کنم.

• آیا چیزی از قرآن هم آموخته‌ای؟ آیا آمادگی داری که زبان عربی را هم به آن پنج زبان اروپایی اضافه کنی؟
ماشا: در ابتدا فکر می‌کردم که آموختن زبان عربی مشکل باشد. اما آن را شروع کرده‌ام و خیلی هم آن را دوست دارم و فکر می‌کنم کلیدی برای فهم دانش برتر باشد.

• چرا گرایش به اسلام نسبت به ادیان دیگر بیشتر است؟ و چرا بیشتر کسانی که به اسلام می‌گروند از بین هنرمندان و فعالان در کنسرت و موسیقی هستند؟
ماشا: اسلام نسبت به ادیان دیگر، محکمترین اساس را دارد. تمام قواعد اسلام در زندگی کاربرد دارند. راه اسلام سعادت‌بخش است.

• از اینکه مسلمان شده‌ای چه احسای داری؟
ماشا: احساس خوشبختی. امروز من این فرصت را دارم که مقایسه کنم قبلاً چه بودم و حالا چه هستم. من اکنون با حیات واقعی آشنا شده‌ام پس خوشبختم.

• و چه تفاوتی با قبل داری؟
ماشا: ایمان به خدا زندگی مرا متحول کرد. میل به عبادت خداوند در فطرت و وجود همه انسان‌ها نهاده شده است. من اطمینان دارم که خداوند به ما تفکر و تعقل نداده است تا بیاییم، زندگی کنیم، بخوریم، بخوابیم و بمیریم. خدا به ما فرصت زندگی کردن داده است تا به او برسیم.

• آیا گاهی به موفقیت‌ها و درآمد سابق خود فکر نمی‌کنی؟ حسرت آن دوران را نمی‌خوری؟!
ماشا: آن جلوه‌ها، پس از مسلمان شدن، برایم بی‌ارزش و منفور هستند.

• از اینکه آشکارا خود را مسلمان معرفی می‌کنی هراس نداری؟
ماشا: نه نمی‌ترسم. برعکس، تکلیف و وظیفه خود می‌دانم که دیگران را از راه گمراهی بازدارم و به عنوان الگویی برای آنها باشم.

• از اینکه عکس‌های سابقت در اینترنت هست ناراحت نیستی؟
ماشا: من خودم دوست ندارم به این عکس‌ها نگاه کنم. اما اشکال ندارد که مردم آنها را ببینند تا برایشان عبرت شود و بدانند که انسان می‌تواند تولد دیگری داشته باشد و از نو به دنیا بیاید. انسان می‌تواند توبه کند و با انجام کارهای خوب، تمام سیاهی‌های گذشته‌اش را پاک کند، ان شاء الله.

• اینک چه چیزی از «اسلام» می‌توانی به دیگران بگویی؟
ماشا: اسلام می‌گوید: «اگر نمی‌توانی راجع به خدا بیندیشی حداقل سعی کن از قید خودت رهایی یابی و پلیدی‌های نفست را مهار کنی؛ رذایلی مانند خودپسندی، تکبر، حسد، ظلم، دروغ، خودستایی و خودنمایی». اگر کسی می‌خواهد به سوی اسلام گام بردارد فقط باید اندیشه کند و از فطرت خود مدد بگیرد.

• چه پیامی برای مسلمانان داری؟
ماشا: آرزو می‌کنم که کارهای نیک و عبادات برادران و خواهران دینی من مورد قبول خداوند متعال قرار بگیرد و رحمت خدا بر خانه‌های آنان ببارد.

• و برای غیر مسلمانان؟
ماشا: امیدوارم کسانی که هنوز به دین اسلام مشرف نشده‌اند لحظه‌ای به خود بیایند و فارغ از انبوه اطلاعات پوچ و بیهوده‌ای که چشم و گوش مردم این عصر را فرا گرفته است کمی اندیشه کنند.

ماشا که به زبانهای انگلیسی.سوئدی.فرانسوی تسلط کامل دارد هم اینک به تدریس زبان در موئسسات آموزشی و دانشگاه ها میپردازد ... و البته به قول خودش در کنار آن گهگاه نت هایی که با قوانین اسلام مغایرتی نداشته باشد نیز مینویسد.

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 23:19  توسط احسان  | 

باید خون گریست ...

 

                         

 سقوط جهان نزدیک است ...

 

  آهای مردم دنیا ...

  سیاستمداران ... دولتمردان ...

  بازیگران ... نویسنده ها ...

  مبارزان ... عاشقان ...

  سقوط جهان نزدیک است .

  ما همه فرزندان آدم و حوا هستیم ...

  خواهر و برادر هستیم ...

  پس چرا همدیگر را میکشیم ...؟! چرا ؟!!!

  در این روزها ...

  بمب های ساخته دست دیوها (بخوانید انسانها !) صدها تن

  را در عراق به خاک و خون می کشد ...

  در کوچه پس کوچه های هند و پاکستان و افغانستان بوی

  مرگ به مشام می رسد ...

  کره ایهای شمالی و جنوبی تشنه خون هم هستند ...

 

  و در ایران ...

  و در ایران ...

  و در ایران ...

 

  وطنم چرا تو این چنین شدی؟!

  برادرم چرا تو سرنگون شدی؟!

  خواهرم چرا تو بی ندا شدی؟!

 

  اگر عاشق هم نیستیم . انسان که هستیم ...

  پس باید به حال این جهان ...

  به حال مردم این جهان ...

  و به حال خودمان ...

  خون گریه کنیم چون اگر باور داشته باشیم که خدا هم گهگاه

   گریه می کند این روزها جزو همان موقع هاست .

 

 

+ نوشته شده در  جمعه پنجم تیر 1388ساعت 18:25  توسط احسان  | 

بهترین مادر عالم ...

 

 بانوی اسلام حضرت فاطمه الزهرا می فرماید:

 

       بذل و بخشش برای بندگان خدا

       یک امر الزامی است.خداوند بهشت

       خود را به بخشنده وعده داده و

       جهنم را برای افراد بخیل مقرر فرموده

        است.پس از بخل و حسادت فاصله

        بگیر و تا می توانی بخشش را در

        زندگی ات افزایش ده.از فتنه کردن

        بپرهیز و از فخر فروشی خودداری کن ...

 


  شهادت بهترین مادر عالم بر تمامی

                        مسلمین جهان تسلیت باد

 

                                  

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت 22:59  توسط احسان  | 

همه چیز درباره زندگی و آثار آر.ال.استاین

 آر.ال.استاین

 

 رابرت لورنس استاین (معروف به آر.ال.استاین) در هشتم اکتبر

 سال ۱۹۴۳ در کلبوس-اهیو به دنیا آمد.وی از نه سالگی با

 کمک یک ماشین تحریر قدیمی شروع به نوشتن کرد.

 رابرت هرگاه داستانهایش رابه مدرسه می برد معلمش تمام

 آنها را در سطل زباله کلاس می انداخت!!!

 اما وی هیچگاه دلسرد نشد و با تلاش بیشتری به نوشتن

 ادامه داد.رابرت میدانست که آینده از آن اوست...

 سالها بعد از دانشگاه اوهایو فارغ التحصیل شد. (او تا زمانیکه

 در اهیو زندگی میکرد ویراستار مجله کامپس هیومر بود)پس

 از فارغ التحصیلی به شهر نیویورک رفت و به نوشتن به صورت

 حرفه ای ادامه داد.

 استاین در سال ۱۹۶۹ با دختری به نام جین والدهورن ازدواج

 کرد و در سال ۱۹۸۰ صاحب پسری شد که نام او را متیو نهاد.

 سالها همچنان میگذشت و استاین همچنان ناشناخته بود تا

 اینکه رفته رفته داستانهایش مطرح شده و طرفدارانی پیدا

 کردند.بالاخره او را شناختند...

 و...دیری نپایید که استاین به یکی از محبوبترین نویسندگان

 جهان به خصوص در میان نوجوانان و جوانان تبدیل گشت...

 او تاکنون جوایز بسیاری را به خانه برده و چندین و چندبار از

 سوی خوانندگان آثار فانتزی لقب بهترین و محبوبترین نویسنده

 را در این ژانر به خود اختصاص داده.

 حتی نام وی در کتاب رکوردهای گینس نیز به ثبت رسیده

 است...!

 جالب است بدانید استاین (مردی که لقب استفن کینگ جوانان

 را به دوش میکشد) قبل از اینکه به ادبیات وحشت یا به عبارت

 بهتر فانتزی دلهره آور روی آورد با نام حلقه چکش کاری

 داستانهای طنز مینوشت!!! که میتوان از آنها به:

 بر روی صابون نایست!

  چگونه خنده دار باشیم! و...

 اشاره کرد...

 

 برخی از جوایزی که استاین به خانه برده به شرح ذیل است:

 Disney Adventures Kids Choice Awards

 Nickelodeon Kids

 Choice Awards

 و...

 

 آثار آر.ال.استاین:

 سری داستانهای Goosebumps یا مورمور:

 مورمور - از ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۷

 (شامل ۶۲ داستان)

 مورمور سری ۲۰۰۰ - از ۱۹۹۸تا ۲۰۰۰

 (شامل ۲۶ داستان)

 شما مورمور میشوید (خودت انتخاب کن) - از ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۰

 (شامل ۴۲ داستان)

 زیز شاخه های شما مورمور میشوید:

 شما مورمور میشوید نسخه ویژه

 (شامل ۸ داستان)

 مورمور میشوید (انتخاب داستان با توست) - داستانهای کوتاه

 (۶ کتاب که هر کدام ۱۰ داستان را شامل میشوند)

 مورمور - سه گانه های سردار

 (۲ کتاب که هر کدام ۳ داستان را شامل میشوند)

 سری داستانهای Fear Street یا خیابان ترس:

 خیابان ترس - از ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۷

 (شامل ۵۱ داستان - این سری تنها مختص بزرگسالان است)

 زیر شاخه های سری خیابان ترس:

 خیابان جدید ترس - ۱۹۹۸

 (شامل ۴ داستان)

 شبح خیابان ترس (خیابان ترس یخ زده) - از ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۹

 (شامل ۱۳ داستان)

 هجوم نجوای غم - ۱۹۹۲

 (سه گانه شیطان)

 خیابان ترس حماسه اسکاندویناوی - ۱۹۹۳

 (سه گانه)

 خیابان ترس:عمارت شیطان - ۱۹۹۴

 (سه گانه)

 تاریخچه ترس (وقایع کتالونا) - ۱۹۹۵

 (سه گانه)

 پارک ترس - ۱۹۹۶

 (سه گانه)

 حماسه های اسکاندویناوی خیابان ترس - ۱۹۹۷

 (شامل ۸ داستان)

 خیابان قدیمی ترس - از ۱۹۹۸ تا ۱۹۹۹

 (شامل ۱۲ داستان)

 خیابان تاریک ترس - ۲۰۰۵

 (سه گانه)

 سری Mostly Ghostly یا کاملا شبح زده:

 کاملا شبح زده - از ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۶

 (شامل ۸ داستان)

 سری Rotten School یا مدرسه مخوف:

 مدرسه مخوف - از ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۸

 (شامل ۱۶ داستان)

 سری The Nightmare Room یا تالار وحشت:

 تالار وحشت - از ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۲

 (شامل ۱۲ داستان و همچنین سه گانه بازیهای ترس)

 و Horror Land یا سرزمین وحشت از سری جدید مورمور:

 مورمور:سرزمین وحشت - از ۲۰۰۸ تا کنون

 (شامل ۱۲ داستان)

 ////////////////////////////////////////////////////////

 استاین کتابی نیز تحت عنوان

 ((او از اهیو آمد.زندگی من به عنوان نویسنده))

 به نگارش درآورده است...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 1:45  توسط احسان  | 

تفاوت سفر ما و او از این دنیا به آن دنیا...

    پیمان ابدی به خواب ابدی   

 

                فرو رفت ...               

 

 به راستی مرگ چیست جز پر کشیدن از این دنیای    

 فانی و بی ارزش...                                                       

 خوشا به حال آنکه...                                                     

                          ... قبل از رفتن معنی آمدن را آموخت.

                                                                                        

 پیمان هم رفت...                                                            

 بیش از اندازه زود...                                                       

 غم نبودش از هم اینک احساس میشود...                   

 قهرمان پر کشید و به خدایی که تا ابد.ابدی خواهد      

 بود پیوست...                                                                 

 پیمان جلالی ابدی بدلکار جوان و خوش اخلاق ایرانی 

 که بیشتر مردم وی را به واسطه بدلکاری در مجموعه

 تلویزیونی هشدار برای کبرا ۱۱ میشناختند پس از       

 بیست و دو سال دوری از وطن به زادگاهش بازگشت 

 و تنها پس از گذشت چهار سال با کوله باری از موفقیت

 در حالیکه آموزشگاهی برای آموزش جوانان علاقه مند 

 به بدلکاری دایر کرده بود و در مجموعه های تلویزیونی

 نظیر ترانه مادری و فیلمهای تلویزیونی و سینمایی که 

 میتوان به بختک و ریسمان باز اشاره کرد به عنوان       

 بدلکار و یا سرپرست بدلکاران حضور داشت...              

 در حین انجام عملیات بدلکاری در یک اتوبوس در فیلم  

 ((چشمهای نامحسوس)) در شش کیلومتری جاده      

 کن دارفانی را وداع گفت...                                            

 او که رکورددار جهان بود و با بیش از هفده مدال طلا    

 همانند همان مدالهای خوش رنگ طلائی اش در           

 آسمان دنیای بدلکاران می درخشید در جواب به           

 خبرنگاری که پرسیده بود چه حسی داشتی وقتی      

 که میخواستی از فاصله بیست و دو متری بر روی       

 نود و نه جعبه خالی بپری و رکورد جهان را بشکنی      

 گفته بود:                                                                         

 در آن پرش در وهله اول به هیچ چیز فکر نمکردم.         

 یعنی خودم را از نظر ذهنی کاملا تخلیه کرده بودم       

 و سعی میکردم خونسرد باشم.نزدیک اجرای حرکت   

 که رسیدم احساس خوشبختی میکردم.احساس        

 خوبی داشتم.آخر به کسی بدهکار نبوده و عذاب         

 وجدان نداشتم.البته متاسفانه باید بگویم نسبت به      

 پدر و مادرم این حس عذاب وجدان را داشتم.آن موقع  

 من به آنها نگفته بودم که چه کاره ام تا دلشان شور    

 نزند.من به این رسیده بودم که اینکار را میتوانم انجام  

 دهم و مسئولیتش را هم به عهده گرفته بودم.اگر        

 شک داشتم کار را انجام نمیدادم...                               

 ... و ثانیه آخر لحظه ای بود که به خدا پناه بردم.          

 این یک واقعیت است.من همیشه قبل از هر پرشی   

 به خدا فکر میکنم و از او تشکر میکنم...                       

    ((ممنون که من تا الان زنده هستم.                           

     دوست دارم اگر  میشود ادامه داشته باشد))         

 این تقاضایی است که انسان در آن لحظه از خدا         

 می کند...                                                                       

                                                                                        

 میگویند قهرمانان نمیمیرند.هدفشان از آمدن به این     

 دنیا زندگی عادی و راحت مثل دیگران نبوده که مرگ   

 برایشان غریب و وهم انگیز باشد...                               

مثل ما نیستند که...!                                                       

 مثل ما نیستند که برای حفظ منافع خودمان دست      

 به هر کاری بزنیم...!                                                       

 مثل ما نیستند که مدام دروغ بگوییم و سعی کنیم       

 آدمهای بزرگ را با اراجیف خود کوچک کنیم. و نکته      

 خنده دارش اینجاست که هرگز هم نمیتوانیم...!          

 نه اصلا مثل ما نیستند...                                                

 و به همین دلیل است که چه زود بروند چه دیر تا         

 ابدیت در قلب همگان ابدی اند.                                      

               ... پیمان جان                                                     

 حالا که در بهشتی ...                                                      

 حالا که آن بالا جایت راحت است ...                               

                                     دیدی راست میگفتند؟!                

 روحش شاد...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 22:17  توسط احسان  | 

عاشق بود ... آنچنان که قبل از مرگ از این دنیای خاکی رها شد و به خدا پیوست.

 

   امروز اتفاق عجیبی افتاد...

 من خدا را دیدم!

 بدون اینکه لمسش کنم.

 

 او را در قلم یکی از بندگانش دیدم...

 در تک تک جملات یک عاشق...

 عاشقی که مدتی کوتاه مجبور شده بود از عشقش (خدا )

 دور باشد...

 بخاطر اشتباهاتی که مرتکب شده بود.

 فکر میکرد خدا با او قهر کرده...

 ولی این را نمیدانست که مگر خدا با کسی قهر میکند!!!

 چقدر بچگانه فکر میکرد...!

 شاید هم اینگونه طرز تفکرش ریشه در این داشت که هنوز

 کودک بود... یا بهتر است بگویم هنوز کودک دل او زنده بود!

 

 دوباره بازگشت چون ایمان داشت...

 چون هنوز ریسمانی که او را به خدا متصل مبکرد از هم

 گسیخته نشده بود...

 

 او اینک در آغوش خداست...

 آغوش گرم خدا...

 شنیدم همانجا خوابش برده...!

                                                      

                                                     خوش به حالش...

 

 تقدیم به دوستی که هرگز ندیدمش ولی دست نوشته های عاشقانه اش بیش از

 پیش مرا عاشق یزدان کرد...

 

                         

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 1:42  توسط احسان  | 

بهترین فیلمهای حماسی/فانتزی - سلطنت آتش

درباره فیلم سلطنت آتش به کارگردانی راب برومن
 

       سلطنت آتش

 

  

                                   

   شناسنامه فیلم:

 نام فیلم: سلطنت آتش

 نام لاتین: Reign of Fire

 کارگردان: راب برومن

 بر اساس داستانی از: کوین پیترکا - گراگ چاپوت

 فیلمنامه: مت گرینبرگ - زاک پن - کوین پیترکا - گراگ چاپوت

 بازیگران: متیو مککاناویوقی - کریستین بیل - ایزابلا اسکوریپکو - جرارد بوتلر

 تاریخ اکران: ۱۲ جولای سال ۲۰۰۲

 محصول: امریکا

   جوایز:

 جلوه های ویژه این فیلم جایزه Best Visual Effects (بهترین جلوه های ویژه)

 سال را از آن خود کرد.

   متعلقات:

 یک بازی کامپیوتری براساس سلطنت آتش (همزمان با اکران عمومی فیلم)

 برای کنسولهای: PS2 - XBOX - GC و به صورت کاملا متفاوت برای کنسول

 دستی GAME BOY عرضه شد.

   داستان فیلم:

 پسری دوازده ساله به نام کوین در طی یک پروژه حفاری  متعلق به

 متروی زیرزمینی شهر لندن که مادر وی در آن فعالیت دارد ناخواسته

 اژدهایی مخوف را که بیش از یک قرن به خواب فرو رفته بیدار میکند...

 و دیری نمیپاید که جهان به جولانگاهی برای این اژدها و فرزندانش تبدیل

 میشود...

 بیست سال بعد در حالیکه کوین و تنها بازماندگان دنیا در آخرین مکان امن

 روی زمین (یک قلعه قدیمی متعلق به قرن سیزدهم) پناه گرفته اند

 فردی به نام وان زان که یک شکارچی اژدهاست از راه میرسد...

   نقد فیلم:

 سلطنت آتش در سالی اکران شد که سینما در قرق آثار فانتزی بزرگ و

 محبوبی نظیر ارباب حلقه ها: دو برج و هری پاتر و تالار اسرار بود.تمام

 توجه منتقدین و تماشاگران به این دو اثر معطوف گشته و بسیاری از

 فیلمهای زیبا و ارزشمند در این سال با بی مهری و بی توجهی روبرو

 گشتند.ولی خوشبختانه سلطنت آتش از موج عظیم ارباب حلقه ها و

 هری پاتر جان سالم به در برد.دوازدهم جولای سال ۲۰۰۲ برای این

 فیلم مصادف شد با نظر مثبت منتقدین و سرازیر شدن طیفی از

 علاقه مندان  به این ژانر به سالن سینماها.هر چند ارباب حلقه ها و

 هری پاتر کار خودشان را کردند و بر میزان فروش این فیلم نیز تاثیر

 گذاشتند!

 داستان پرپیچ و خم.جلوه های ویژه فوق العاده.طراحی بینظیر موجودات

 اسطوره ای.موسیقی متنی که کاملا با تم فیلم همخوانی دارد و در کل

  کارگردانی بی نقص برومن از سلطنت آتش یک شاهکار به تمام معنا

 ساخته است.

 بر خلاف دیگر آثار این سبک که بازی تصنعی و ضعیف بازیگران نقش

 اصلی باعث نابودی کل فیلم میشود در سلطنت آتش با یک سری

 بازیگر خوب و کاربلد طرف هستیم که با باور کردن شرایط دنیای فیلم (که

 وظیفه اصلی هر بازیگری است) از عهده نقشهای خود کاملا برآمده اند.

 مککاناویوقی (که اهالی سینما او را خوب میشناسند) و خانم اسکوریپکو

 که با بازی در فیلم چشم طلائی از سری فیلمهای جیمزباند شناخته شد

 با بازی خوبشان در این فیلم خود را تثبیت کردند و کریستین بیل قدمهای

 نخستش را برای ورود به سینما محکم برداشت...

 موضوع فیلم یکی دیگر از محاسن آن است.در سلطنت آتش سوژه

  کلیشه ای نبرد شوالیه ها و دلاوران با اژدها در سالیان دور جای خود را

 به مبارزه انسانهای بعضا معمولی و شکننده (بازمانده هایی که برای بقا

 مجبورند بجنگند) در زمان حال داده است.

 حرف آخر اینکه سلطنت آتش فیلمی است قابل ستایش و ارزشمند.

 هر چند متاسفانه به آنچه که لیاقتش را داشت نرسید...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 22:39  توسط احسان  | 

بهترین نویسندگان ادبیات فانتزی - اون کالفر

 این مطلب را به درخواست یکی از دوستان عزیز - یحیی - نوشتم .


 

 مروری کوتاه بر زندگی و آثار اون کالفر

                  خالق مجموعه

 

     آرتمیس فاول

 

                              

 

 اون کالفر در سال ۱۹۶۵ در شهر وکسفرد

 واقع در شمال شرقی ایرلند به دنیا آمد.

 پدر و مادرش هر دو معلم بودند.

 پدر وی علاوه بر تدریس هنرمند و

 تاریخدان نیز بود.

 کودکی خود را با چهار برادرش گذراند.

 قبل از نویسندگی همانند پدر و مادرش

 به کار تدریس مشغول بود.

 در سال ۱۹۹۱ ازدواج کرد.

 اولین کتاب وی در سال ۱۹۹۸ به زیر چاپ

 رفت و بسیار موفق عمل کرد.

 کمی بعد دنباله داستان موفق خود را به

 نگارش در آورد. ( این اثر در سال ۱۹۹۹

 به چاپ رسید. )

 و سرانجام اتفاق مهم زندگی هنری اش

 در سال ۲۰۰۱ به وقوع پیوست ...

 اون کالفر آرتمیس فاول را خلق کرد ...

 یک رمان فانتزی بسار موفق که پنج

 دنباله را تا به امروز به خود دیده است.

 اسامی سری آرتمیس فاول به شرح

 ذیل است:                                                

 جلد اول: گروگان گیری

 جلد دوم: ماجرای شمال

 جلد سوم: رمز ابدی

 جلد چهارم: انتقام اوپال

 جلد پنجم: مهاجران گمشده

 جلد ششم: دوگانگی زمان

 لازم به ذکر است که رمانهای کالفر در

 کشور ما نیز ترجمه و به چاپ رسیده

 است.در صورت خواندن این مجموعه

 ارزشمند بنده به شخصه نشر افق با

 ترجمه خانم - شیوا رنجبر - را به شما

 پیشنهاد میکنم.                                        

 ........................................................

 خود فاول میگوید:                                    

 من به نوشتن ادامه خواهم داد تا

 زمانیکه یا مردم دیگر کتاب نخوانند و یا

 من هیچ ایده ای نداشته باشم ...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم فروردین 1388ساعت 16:30  توسط احسان  | 

بهترین نویسندگان ادبیات فانتزی - آر.ال.استاین

 

  چگونه او وارد

 

           تالار وحشت شد؟!

 

 

 امروزه دیگر کسی نیست که آر.ال.استاین را نشناسد.

 

 مردی که به خاطر علاقه اش به سوژه های دلهره آور

 

 و البته به خاطر داشتن ذهنی خلاق و قلمی روان به

 

 داستان نویس قهاری تبدیل شد...

 

 مردی که علایقش در دو چیز خلاصه میشود:

 

 دیدن فیلم و خواندن کتاب. البته از نوع ترسناکش!

 

 نویسنده ای که با نوشتن داستانهای ترسناک( یا به عبار

 

 بهتر فانتزی دلهره آور) توانسته است سیل عظیمی از

 

 عاشقان این سبک را به سوی آثار خود بکشاند. بیش از

 

 سیصد و پنجاه میلیون نسخه فروش! این آمار فروش

 

 رمانهای استاین از آغاز تا به امروز است...

 

 شاید با من در این جمله موافق باشید: هیچ وقت در آثار

 

 استاین ترس خالص وجود ندارد ( حداقل نه آن چیزی که

 

 در آثار استفن کینگ می خوانیم )

 

 شاید نشود به او لقب استاد بی چون و چرای ترس در

 

 ادبیات را داد ولی مسلما می توان او را استاد بی بدیل

 

 دلهره در ادبیات نامید!

 

 البته ایرادی که به برخی از رمانهای استاین وارد است

 

 پایان بندی باز٬عجیب و بی منطق آن است که البته

 

 همین نکته به اعتقاد برخی  منتقدین و کارشناسان

 

 حسن آن نیز محسوب میشود. از آثار این نویسنده

 

 مجموعه تالار وحشت ( همچنین سه گانه بازیهای ترس)

 

 خیابان ترس و مجموعه مور مور با ترجمه غلامحسین

 

 اعرابی توسط انتشارات پلیکان ( که از نظر بنده از

 

 دیگر ناشران آثار استاین در ادا کردن حق مطلب بهتر

 

 عمل کرده) به زیر چاپ رفته و بسیار موفق عمل کرده

 

 است...

 


 خود استاین میگوید:

 

 من وظیفه بزرگی به عهده دارم. وظیفه من سیخ کردن

 

 مو بر اندام شماست!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم فروردین 1388ساعت 15:51  توسط احسان  | 

... و بهار آمد و یخ ها شکست.

 هر روزی که در آن گناهی صورت نگیرد

                        عید است.

 

             امام علی (علیه السلام)


 

   فرا رسیدن بهار ۱۳۸۸ و

 

 

عید نوروز بر تمامی پارسیان

 

 

......... مبارک باد .........

 

                                   

                  

 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 18:43  توسط احسان  | 

برندگان مسابقه بهترینها: آیا بهترین فیلم هری پاتر - هری پاتر و زندانی ازکابان است؟

                                 به نام یزدان پاک                                  

       اسامی برندگان مسابقه بهترینها       

 

       ... هری پاتر...        

 

 

 نفر اول:  سپیده از وبلاگ مرگ مرگخواران


 نفر دوم:  النا از وبلاگ وقتی خورشید غروب میکند


 نفر سوم: شادی از وبلاگ هواداران سرسخت هری پاتر




 پاسخ نفر اول کامل و بی نقص است (بله نمیشود تمام  

 جزئیات یک کتاب را مو به مو و بی تغییر در فیلم جای  

 داد)                                                                    


 پاسخ نفر دوم بیشتر درباره فیلم چهارم است(صحنه های

 مسابقه سه جادوگر به لطف کارگردانی بی نقص مایکل  

 نیوئل عالی طراحی شده است)                                   


 پاسخ نفر سوم درباره کتاب زندانی آزکابان است (نه تنها

 خانم اسلامیه بلکه بزرگترین منتقدین بر این باورند که   

 کتاب سوم  بهترین جلد در هفت گانه هری پاتر است)    


 

                    هدیه این سه دوست عزیز:                  

 

                کتاب - قلعه گادریک(هری پاتر)              

آدرس و کدپستی خود را به صورت خصوصی ارسال کرده تا هدیه خود را دریافت کنید

                                                 

 

  دوستان عزیز... سلام

 

 قبل از هر چیز باید از دوست خوبم علی هاشمی که زحمت

 

 کشید و به جای من به وبلاگ دوستداران هری پاتر سر زد

 

 و از مدیر  آنها دعوت به مسابقه هری پاتر کرد تشکر کنم

 

 البته بنده به شخصه از وبلاگ دوستانی که لطف کردند و 

 

 نظر دادند دیدن کردم و از نوشتار و نوع دیدگاه بسیاری از

 

 آنها انصافا لذت بردم زیرا این دوستان تنها یک طرفدار   

 

 صرف نبوده بلکه  درباره اثری که به آن علاقه مند اند    

 

 فکر و تحقیق کردند ...                                            

 

 نکات مثبت و منفی اش را یافتند ... دیگر همتایان این اثر

 

 را خواندند و مهمتر از همه یک کتابخوان حرفه ای شدند.

 

 یکی از دلایلی که خانم جی.کی.رولینگ هنوز هم پس از   

 

 بعضی از اقدامات عجیب و بحث برانگیزش در دو جلد آخر

 

 مجموعه هری پاتر برایم قابل احترام است همین نکته      

 

 است این که آثار او دوباره بسیاری را شیفته کتاب خواندن

 

 کردند...                                                                

 

 متاسفانه با وجود این همه علاقه مند به آثار فانتزی در    

 

 ایران نویسندگان داخلی کمتر به این بخش از ادبیات        

 

 اهمیت میدهند با آرزوی اینکه روزی بهتربن رمان های    

 

 فانتزی در ایران به رشته تحریر درآیند...

 

                                                      احسان صادقی  

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387ساعت 21:21  توسط احسان  | 

با ما... و نه در میان مایی...

  خداحافظ مادربزرگ                 

 

 دوست عزیزم - محمد مظهری - من را در غم از دست دادن

 مادربزرگ بزرگوار و مهربانت شریک بدان ...

 دوباره عزیزی از میانمان رفت و ما را با غم نبودش در این دنیای

 بی رحم تنها گذاشت ...

 نمیدانم چه بگویم پس یکبار دیگر و مثل همیشه به نقل قولی

 از - دبلیو.اج.اومن - پناه میبرم ..

 عقربه های ساعت را از حرکت باز بدار ...

 سیم تلفن را بکش ...

 استخوانی جلوی سگ بینداز تا صدایش را نشنوی ...

 بگو کسی سراغی از پیانو نگیرد و با نوای طبل

 تابوت را از جا برکند ...

 و عزاداران را خبر کن ...

 بگو هواپیمایی در آسمان خطوطی از عزا ترسیم کند ...

 و این پیغام را به گوش همگان برساند ...

 که او مرده است ..............................................................

 بر گردن کبوتران سپید نوار عزا ببند ...

 و به پلیسی که سر این گذر ایستاده بگو

 دستکشی سیاه بر دست کند ...

 او شمال من بود ...

 جنوب من ...

 شرق و غرب زندگی من ...

 انگیزه کار هر روز و خیال خوش آینده ام ...

 او ظهر من بود ...

 نیمه شبم بود ...

 آواز و کلام من بود ...

 در خیالم میگفتم عشق را پایانی نیست ...

 اشتباه میکردم .

 دیگر نمی خواهم چشمم به برق ستاره ای روشن شود ...

 همه را دور کن ...

 رخ ماه رابپوشان ...

 و به خورشید بگو به سیاهی بازگردد ...

 اقیانوس ها را بخشکان و درختان جنگل را برکن ...

 چرا که از این پس هرگز چشم به دیدنشان نخواهم گشود .

 روحش شاد و جایش در بهشت

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 18:35  توسط احسان  | 

بهترین مردان دنیا

 

پیامبر اکرم (ص) فرمود:

 

به یاد داشته باشید که امانتداری برایتان

روزی می آورد و خیانت بر فقرتان

 می افزاید.


امام حسن (ع) فرمود:

 

خشم خود را فرو دهید و خویشتن دار

 باشید.


امام رضا (ع) فرمود:

 

اگر نیکی کردی شادمان باش...

اگر بدی کردی از خداوند آمورزش جوی...

اگر دچار بلایی شدی صبر پیشه دار...

و آنگاه که خشمگین شدی گذشت کن.

 


 

 وفات پیامبر اکرم (ص) ...

   شهادت امام حسن (ع) ... و

    شهادت امام رضا (ع) تسلیت باد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم اسفند 1387ساعت 17:54  توسط احسان  | 

بهترین بازیهای دنیا - داینو کریسیس

داینو کریسیس

 

در سال ۱۹۹۹ در حالیکه همه در انتظار عرضه رزیدنت اویل ۳:

نمسیس از سوی کپکام بودند شینجی میکامی - خالق اصلی

رزیدنت اویل - پرده از پروژه جدیدش برداشت...

این عنوان که داینو کریسیس نام داشت شاهکار دیگری از

شرکت کپکام بود. گرافیک و گیم پلی بازی پیرو سبک بی نظیر

رزیدنت اویل و شخصیت پردازی و داستان این اثر در یک کلام

فوق العاده و استثنایی بود...

داینو کریسیس داستان نیرویی به نام -تیرد انرژی - را روایت

میکرد که توسط قاتل و دانشمندی دیوانه به نام - دکتر کیرک -

 به وجود آمده بود.این نیرو باعث بازگشت  دایناسورهای ماقبل

 تاریخ به زمان حال شده بود... گروه اس.او.آر.تی متشکل از :

گیل - ریک - رجینا ... که از این قضیه بی اطلاع هستند در پی

کشف یک سری اطلاعات وارد پایگاه و آزمایشگاه دکتر کیرک

میشوند.مکانی که پر شده از دایناسورهای خونخوار...

بازی از پایانهای متفاوتی ( سه پایان) برخوردار بود که

رسیدن به بهترین پایان بستگی به انتخاب های بازیکن در طول

بازی داشت...

شخصیت اصلی بازی که - رجینا - نام داشت به قدری محبوب

شد که از پوشش ظاهریش به عنوان یکی از لباسهای مخفی

جیل ولنتاین در رزیدنت اویل ۳:نمسیس استفاده شد!...

این بازی برای پلی استیشن و کامپیوتر ساخته شده بود.

داینو کریسیس ۲

در سال ۲۰۰۰ داینو کریسیس ۲ به کارگردانی مشترک شینجی

میکامی و کوبایاشی یکبار دیگر برای پلی استیشن و کامپیوتر

 ساخته و عرضه شد و به فروشی چشمگیر و موفقیت

 عظیمی دست یافت. به گونه ای که:

داینو کریسیس ۲ لقب بهترین بازی سال را از آن خود کرد.

داستان بازی درباره وقایع بعد از قسمت اول بود.رجینا به همراه

ارتش - ترات - وارد منطقه ارتشی و آزمایشگاهی ادواردسیتی

میشود... در یک چشم بر هم زدن تک تک اعضای ارتش ترات

به طرز فجیعی توسط دایناسورها کشته میشوند به غیر از

سه تن...

اسلحه های بسیاری به بازی اضافه شده و اکشن بازی بیش

از پیش شده بود.تنوع دایناسورها بسیار خوب و نوع مباره با

هر کدام از آنها با دیگری متفاوت بود.

در ضمن به جز رجینا یک کاراکتر جدید قابل بازی به نام

- دیلان مرتن - که ظاهر و شخصیتی همانند لیون.اس.کندی

 در رزیدنت اویل داشت به بازی اضافه گردیده بود.دیگر

 کاراکترها نیز- دیوید و پولا -شخصیت پردازی عالی داشتند...

این عنوان ناب لحظات به یادماندنی زیادی را برای کسانی که

 آن را تجربه کردند به بادگار گذاشت... ( بعید میدانم کسی

 داینو ۲ را بازی کرده باشد و مرگ دیلان را فراموش کند )

داینو استالکر

در سال ۲۰۰۲ یک بازی حاشیه ای به نام داینو استالکر ( در

ژاپن تحت عنوان داینو کریسیس - گان سوروایور ۳ ) به سبک

 تیرندازی برای کنسول پلی استیشن ۲ عرضه شد که

 موفقیت نسبی کسب کرد.

نام شخصیت اصلی بازی - مایک وی رد - بود.یک افسر نیروی

هوایی در جنگ جهانی دوم که توسط تیرد انرژی سر از

ادوارد سیتی در زمان حال درمی آورد...

داینو کریسیس ۳

سال ۲۰۰۳ مصادف بود با عرضه داینو کریسیس ۳ برای کنسول

ایکس باکس.متاسفانه داینو ۳ موفق عمل نکرد!

داستان بازی ۳۰۰ سال بعد و در فضا رخ میداد... دیگر خبری از

 رجینا نبود... ( کاراکترهای بازی - پاتریک و سونیا - نام داشتند )

 حتی خبری از دایناسورهای واقعی هم نبود! ( در شماره های

 گذشته داینو کریسیس تمامی دایناسورها از مدل های واقعی

 خود در ماقبل تاریخ الگو برداری شده بودند ولی در داینو ۳

دایناسورها جای خود را به موجوداتی خیالی داده بودند )

در واقع داینو ۳ از هیچ یک از معیارهای داینو کریسیس بهره

 نمیبرد...

ظاهرا غیاب شینجی میکامی کار خودش را کرده بود!

 

 تصویری از داینو کریسیس ۲

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 11:59  توسط احسان  | 

این جمعه میایی...؟

 

     یا مهدی ...

هر جمعه دعا میکنم که بیایی...

مولا ... این جمعه میایی؟...

     

 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 19:36  توسط احسان  | 

همه چیز درباره بهرام رادان

این مطلب را به در خواست یکی از دوستان عزیز - پوریا - نوشتم. 

 بهرام رادان

 

بهرام رادان بازیگر جوان و توانای سینمای ایران در

 هشتم اردیبهشت ماه سال ۱۳۵۷ در تهران به دنیا آمد...

دو خواهر و یک برادر دارد که از او بزرگتر هستند.در واقع

وی کوچکترین عضو خانواده محسوب میشود...

مدرک تحصیلی اش لیسانس مدیریت بازرگانی است و

به زبان انگلیسی تسلط کامل دارد...

اولین بار برای گذراندن دوره بازیگری به هیوافیلم رفت و

تنها پس از چند هفته به یک پروژه سینمایی تحت عنوان

شور عشق به کارگردانی نادر مقدس معرفی شد...

بهرام رادان به تدریج به دانش سینمایی خود افزود و

توانست در مدت زمانی کوتاه خود را به اثبات برساند به

گونه ای که امروزه بزرگترین کارگردانان سینما در فیلم

 خود از او به عنوان بازیگر نقش اصلی و یا حتی مکمل

 استفاده میکنند.

افتخارات بهرام رادان در عرصه بازیگری:

-کاندید دریافت تندیس بهترین بازیگر نقش اول مرد برای

فیلم آواز قو در پنجمین جشن خانه سینما.

-موفق به دریافت تندیس فلامینگو از جشنواره ارومیه.

-موفق به دریافت تندیس حافظ از مجله دنیای تصویر.

-موفق به دریافت تندیس سیمرغ بلورین بهترین بازیگر

نقش اول مرد در بیست و دومین و بیست و پنجمین

جشنواره فیلم فجر برای فیلمهای شمعی در باد و

 سنتوری.

آثار بهرام رادان:

شور عشق - ۱۳۷۸ نادر مقدس

آبی - ۱۳۷۹ حمید لبخنده

ساقی - ۱۳۷۹ محمدرضا اعلامی

آواز قو - ۸۰-۱۳۷۹ سعید اسدی

طلوع تاریک (فیلم کوتاه) -۱۳۸۰ ابراهیم شیبانی

رز زرد - ۱۳۸۱ داریوش فرهنگ

عطش - ۱۳۸۱ محمدحسین فرح بخش

گاوخونی - ۱۳۸۱ بهروز افخمی

شمعی در باد - ۱۳۸۲ پوران درخشنده

سربازهای جمعه - ۱۳۸۲ مسعود کیمیایی

رستگاری در ۸ و ۲۰ دقیقه - ۱۳۸۳ سیروس الوند

ازدواج صورتی - ۱۳۸۳ منوچهر مصیری

گیلانه - ۱۳۸۳ رخشان بنی اعتماد و محسن عبدالوهاب

حکم - ۱۳۸۳ مسعود کیمیایی

تقاطع - ۱۳۸۴ ابوالحسن داوودی

خون بازی - ۱۳۸۴ رخشان بنی اعتماد و محسن عبدالوهاب

سنتوری - ۱۳۸۴ داریوش مهرجویی

چهارانگشتی - ۱۳۸۵ سعید سهیلی

کارناوال مرگ (ناتمام) - ۱۳۸۵ رضا عظیمیان

کنعان - ۱۳۸۶مانی حقیقی

تردید - ۸۶-۱۳۸۷ واروژ کریم مسیحی

بی پولی - ۱۳۸۷ حمید نعمت ا...

زادبوم - ۱۳۸۷ ابوالحسن داوودی

 

رادان هم اکنون در حال بازی در فیلم حماسی

 راه آبی ابریشم است.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 21:10  توسط احسان  | 

در وصف تو ای خدا

هر طرف مینگرم...

چپ و راست...

شرق و غرب...

از شمال...

از جنوب...

     آسمان مال تو است...

دریا ... قطره ای از اشک تو است...

خورشید ... با آن عظمت... پرتویی از نور تو است...

دشت ها...کوه ها...این بیابان...این زمین... همه از آن تو است...

  آری... ای خدا...................

من وجودم ... همه از آن تو است...

 

                                

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 23:55  توسط احسان  | 

درباره اولین و بهترین قسمت سه گانه وراثت

   اراگون... 

   

  دوستداران ادبیات فانتزی...

کتاب اراگون شاهکار کریستفر پائولینی را به هیچ عنوان از دست ندهید.

این اثر که اولین قسمت از یک سه گانه است اولین بار توسط انتشارات

لایتنینگ سورس و سپس در سال ۲۰۰۳ توسط انتشارات معروف ومعتبر

رندوم هاوس به زیر چاپ رفت...

پس از پخش کتاب دیری نپایید که اراگون به یکی از محبوبترین و البته

پرفروشترین رمان های سال درآمد.به گونه ای که برای اولین بار در

رتبه سوم پرفروشترین کتابهای نیویورک تایمز قرار گرفت.

در ژانویه سال ۲۰۰۴ اراگون مقام اول بهترین کتاب فانتزی را به دست

 آورد و هری پاترو  محفل ققنوس دوم شد.

بخشی از جوایزی که این کتاب به دست آورده به شرح ذیل است :

کتاب سال نیویورک تایمز

کتاب سال بوک سنس

کتاب سال پابلیشرز ویکلی

بهترین کتاب در بوک سنس سلکشن

و...

علاوه بر این اراگون مقام  پرفروشترین کتاب :

نیویورک تایمز

یو.اس.ای.تودی

وال استریت ژورنال

پابلیشرز ویکلی

را نیز در کارنامه خود دارد.

براساس این کتاب یک فیلم بسیار زیبا نیز در سال ۲۰۰۶ ساخته شد.

-به امید خدا در اولین فرصت درباره این فیلم نیزمطلبی برایتان خواهم نوشت -

کتاب اراگون در کشور ما هم ترجمه و به چاپ رسیده است.بهترین ترجمه

این اثربه اعتقاد بنده  متعلق به انتشارات زهره توسط خانم پریا آریا می باشد

البته عنوان این اثر اروگان ترجمه شده است.

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 18:35  توسط احسان  | 

از بهترین سخنان حضرت علی-2

کوچک شمردن گناه بزرگترین گناه است...

شوخی و شوخ طبعی زیاد خرد را خار سازد...

نشانه عصمت و عفت دوری جستن از گناهان است...

بزرگترین ثروت چشم نداشتن به ثروت دیگران است...

زبان عاقل پشت دل اوست و دل احمق پشت زبانش...

منزلت مرد به اندازه همت اوست...

با رسیدن عقل به کمال پرحرفی کم میشود..

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 23:44  توسط احسان  | 

رادان در بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر

 بهرام رادان در جشنواره ۲۷ با سه فیلم تردید - بی پولی و  زادبوم یکبار دیگر کاندید اصلی سیمرغ بلورین نقش اول مرد است.آیا او اینبار هم همچو گذشته که در فیلمهای سنتوری و شمعی در باد به این مهم دست یافت برای سومین بار موفق به کسب سیمرغ خواهدشد؟... باید منتظر ماند و دید. 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم بهمن 1387ساعت 0:18  توسط احسان  | 

بهترین فیلمهای سال 2008

بهترین فیلمهای سال ۲۰۰۸ از دیدگاه راجر ایبرت منتقد

شیکاگو سان تایمز :

شوالیه تاریکی - بتمن

ماسه

جاده انقلابی

راشل ازدواج میکند

چه

موجز نیویورک

وال - ای

دبلیو

+ نوشته شده در  شنبه پنجم بهمن 1387ساعت 23:44  توسط احسان  | 

همه چیز درباره رزیدنت اویل 5

رزیدنت اویل ۵

حوادث بازی در محلی بنام کیجوجو در افریقا رخ میدهد.

شخصیت اصلی بازی کریس ردفیلد است.

کریس عضو گروه پلیس بی.اس.ا.ا شده است.

گفته میشود استیو بورنساید-یکی از شخصیت های محبوب درکد ورونیکا-در این شماره حضوردارد.

شری بیرکین-همان دختر خردسال در رزیدنت اویل ۲-یکی از کاراکتر های اصلی بازی است.

زنی به نام شیوا الومورا همکار  کریس در این قسمت است.

نامزد کریس یعنی جیل ولنتاین ظاهرا مرده است!

گفته میشود کریس با البرت وسکر دوباره رو به رو میشود.

کارگردان این بازی شینجی میکامی نیست!

کرگردان رزیدنت اویل ۵ فردی بنام کنیچی یوادا است.

ساخت این بازی پس از اتمام رزیدنت اویل ۴ -نسخه گیم کیوب-شروع شده و کار بروی این عنوان بیش از چهار سال طول کشیده است.

رزیدنت اویل ۵ همزمان برای دو کنسول پلی استیشن ۳ و ایکس باکس ۳۶۰ عرضه میشود.

تاریخ انتشار بازی ۱۳ مارچ سال ۲۰۰۹ است.

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 16:29  توسط احسان  | 

از بهترین سخنان حضرت علی

  شجاع ترین مردم کسی است که بر هوای نفس خود غلبه کند...

  فاصله حق و باطل فقط چهار انگشت است...

 انسان سالم بیشتر از انسان بیمار محتاج دعا است...

 تفکر ایینه ای شفاف است...

 عاقل و خردمند کسی است که خود را از خطر گناه بر حذر میدارد...

 قناعت ثروتی پایان ناپذیر است...

 هویت ادمی در زیر زبانش نهفته است...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 23:59  توسط احسان  | 

با بهترین باش...

با خدا باش پادشاهی کن ... بی خدا باش هر چه خواهی کن!!!

ای کاش همه ما بتوانیم با بهترین یعنی خدا باشیم ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 23:16  توسط احسان  | 

دوستت دارم ای بهترین

ایا گفتن کلمه دوستت دارم اینقدر سخت است که با نگفتنش بهترین فرد زندگیمان را از دست بدهیم؟!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 3:8  توسط احسان  | 

مسابقه بهترینها: ایا بهترین فیلم هری پاتر - هری پاتر و زندانی ازکابان است؟

  مسابقه هری پاتر  

 

به نظر شما بهترین فیلم هری پاتر - هری پاتر و زندانی ازکابان است؟

   بله؟

  خیر؟

  چرا؟

پاسخ خود را در بخش نظر بدهید برایم ارسال کنید. کسی که در بخش چرا

بهترین دلیل را بیاورد یک جایزه نفیس هری پاتری به وی اهدا خواهم کرد.

  تاریخ ارسال پاسخ تا پایان بهمن ماه.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 2:57  توسط احسان  | 

کریس یکی از بهترین کاراکترهای دنیای بازیهای کامپیوتری

 بازگشت کریس

کریس رادفیلد پس از سالها به رزیدنت اویل بازگشته است...

همکار او در این شماره نه نامزدش جیل ولنتاین است و نه خواهرش کلرا.او زنی است که کپکام نامش را شیوا الومار اعلام کرده است.

  

تصویری از کریس و شیوا در رزیدنت اویل ۵

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 2:2  توسط احسان  | 

ضدحال جدید بهترین بازی امسال!!!

 کپکام چند ماه پیش پس از مدتها انتظار زمان عرضه بهترین عنوان خود یعنی

 رزیدنت اویل ۵

را اواسط  فوریه - اواخر بهمن ماه - اعلام کرد.ولی به تازگی باخبر شدیم که

عرضه این عنوان ناب به این زودیها نیست!!!

کپکام چندی پیش ۱۳ مارچ - اواسط اسفند - را زمان عرضه بازی اعلام کرد...

اگر از طرفداران اصیل رزیدنت اویل هستید شک ندارم به ضدحالهای کپکام عادت دارید...

چند نمونه اش محض یاداوری:

غیبت لیون در اویل ۵ !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

نشان دادن سنگ قبر جیل در اخرین دموی پخش شده اویل ۵ !!!!!!!!!!!!

بازگشت استیو به عنوان یکی از شخصیتهای منفی در اویل ۵ !!!!!!!!!!!!!

ضدحال کپکام به من!!!

عرضه نشدن اویل ۵ در بهمن ماه - روز تولدم < ۱۸ بهمن > رو بهم زهر کرد!

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 21:5  توسط احسان  |